زندگی سبز
با خدا باش پادشاهی کن، از خدا برگرد هرچه خواهی کن
نویسندگان
پیوندهای روزانه

مرا بازیچه خود ساخت چون موسی که دریا را

فراموشش نخواهم کرد چون دریا که موسی را

خیانت قصه تلخی است اما از که می نالم؟

خودم پرورده بودم در حواریون یهودا را

نسیم وصل وقتی بوی گل می داد، حس کردم

که این دیوانه پر پر می کند یک روز گلها را

خیانت غیرت عشق است وقتی وصل ممکن نیست

نباید بی وفایی دید نیرنگ زلیخا را

کسی را تاب دیدار سر زلف پریشان نیست

چرا آشفته می خواهی خدایا خاطر ما را

نمی دانم چه افسونی گریبان گیر مجنون است

که وحشی می کند چشما نش آهوان صحرا را

چه خواهد کرد با ما عشق پرسیدم و خندیدی

فقط با پاسخت پیچیده تر کردی معما را



با تشکر از دوست خوبم  (م. الف)




[ سه شنبه 2 خرداد 1391 ] [ 11:10 ب.ظ ] [ محسن بهرامی ]

                                              مگسی را کشتم

 

نه به این جرم که حیوان پلیدی است، بد است

و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است

طفل معصوم به دور سر من میچرخید،

به خیالش قندم

یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به این حد گندم!!!

ای دو صد نور به قبرش بارد؛

مگس خوبی بود…

من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد،

مگسی را کشتم …!




[ چهارشنبه 30 فروردین 1391 ] [ 06:52 ق.ظ ] [ محسن بهرامی ]

گفت دانائی که گرگی خیره سر 

هست پنهان در نهاد این بشر

هرکه با گرگش مدارا می کند

خلق و خوی گرگ پیدا می کند

هرکه گرگش را در اندازد به خاک

رفته رفته می شود انسانِ پاک

زور و بازو چاره ی این گرگ نیست

صاحب اندیشه داند چاره چیست

در جوانی جان گرگت را بگیر

وای اگر این گرگ گردد با تو پیر




[ شنبه 19 فروردین 1391 ] [ 07:43 ق.ظ ] [ محسن بهرامی ]
نظرات

در عجبم از سیب خوردنمان

که از آن فقط ” چوبش ” باقی می ماند!

مگر این همه چــــــوب که خوردیم

از یک سیــــب…..شروع نشد !؟




[ جمعه 4 فروردین 1391 ] [ 04:09 ق.ظ ] [ محسن بهرامی ]
نظرات

من پذیرفتم شکست خویش را
پندهای عقل دور اندیش را

من پذیرفتم که عشق افسانه است
این دل درد آشنا دیوانه است

می روم شاید فراموشت کنم
با فراموشی هم آغوشت کنم

می روم از رفتنم دل شاد باش
از عذاب دیدنم آزاد باش

گرچه تو تنهاتراز ما می روی
آرزو دارم ولی عاشق شوی

آرزو دارم بفهمی درد را
تلخی برخوردهای سرد را



[ پنجشنبه 3 فروردین 1391 ] [ 09:59 ق.ظ ] [ محسن بهرامی ]
نظرات

من نه عاشق هستم

ونه محتاج نگاهی كه بلغزد بر من

من خودم هستم و تنهائی و یک حس غریب

كه به صد عشق وهوس می ارزد

من خودم هستم ویك دنیا ذكر

كه درونم شده لبریز از حس حقیقت جویی

من خودم هستم وپا برجایم

من دلم می خواهد ساعتی غرق درونم باشم

عاری از عاطفه ها

تهی از موج سراب

دورتر از رفقا

خالی از هر چه فراق

من نه عاشق هستم

ونه محتاج نوازش با مهر

من دلم تنگ خودم گشته وبس

منشینید كنارم پی دلجویی وخوش گفتاری

كه دلم از سخنان غم وشادی پر است

من نه عاشق هستم ونه محتاج نگاهی

من خودم هستم و می

با دلم هستم ودمسازی نی

مستی ام را مپرانید به یك جمله

هی........




[ پنجشنبه 3 فروردین 1391 ] [ 08:54 ق.ظ ] [ محسن بهرامی ]
نظرات

ای ساربان، ای کاروان
لیلای من کجا می بری
با بردن لیلای من
جان و دل مرا می بری
ای ساربان کجا می روی
لیلای من چرا می بری

در بستنِ پیمان ما
تنها گواه ما شد خدا
تا این جهان، بر پا بود
این عشق ما بماند بجا
ای ساربان کجا می روی
لیلای من چرا می بری

تمامی دینم، به دنیای فانی
شراره عشقی، که شد زندگانی
به یاد یاری، خوشا قطره اشکی
به سوز عشقی، خوشا زندگانی
همیشه خدایا، محبت دلها
به دلها بماند، بسان دل ما
که لیلی و مجنون فسانه شود
حکایت ما جاودانه شود

تو اکنون زعشقم گریزانی
غمم را ز چشمم نمی خوانی
ازاین غم چو حالم نمی دانی

پس از تو نمونم برای خدا
تو مرگ دلم را ببین و برو
چو طوفان سختی ز شاخه غم
گل هستی ام را بچین و برو
که هستم من آن تک درختی
که در پای طوفان نشسته
همه شاخه های وجودش
زخشم طبیعت شکستهَ




[ جمعه 5 اسفند 1390 ] [ 08:30 ق.ظ ] [ محسن بهرامی ]
نظرات

چون صید به دام تو به هر لحظه شکارم
ای طرفه نگارم
از دوری صیاد دگر تاب ندارم
رفتست قرارم
چون آهوی گمگشته به هر گوشه دوانم
تا دام در آغوش نگیرم نگرانم

از ناوک مژگان چو دو صد تیر پرانی
بر دل بنشانی
چون پرتو خورشید اگر رو بکشانی
وای از شب تارم
در بند و گرفتار بر آن سلسله مویم
از دیده ره کوی تو با اشک بشویم
با حال نزارم
با حال نزارم

برخیز که داد از من بیچاره ستانی
بنشین که شرر در دل تنگم بنشانی
تا آن لب شیرین به سخن باز گشایی
خوش جلوه نمایی
ای برده امان از دل عشاق کجایی
تا سجده گذارم
تا سجده گذارم

گر بوی تو را باد به منزل برساند
جانم برهاند
ور نه ز وجودم اثری هیچ نماند
جز گرد و غبارم
جز گرد و غبارم




[ جمعه 5 اسفند 1390 ] [ 08:27 ق.ظ ] [ محسن بهرامی ]
نظرات

نه هر که چهره برافروخت دلبری داند نه هر که آینه سازد سکندری داند
نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست کلاه داری و آیین سروری داند
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن که دوست خود روش بنده پروری داند
غلام همت آن رند عافیت سوزم که در گداصفتی کیمیاگری داند
وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی وگرنه هر که تو بینی ستمگری داند
بباختم دل دیوانه و ندانستم که آدمی بچه‌ای شیوه پری داند
هزار نکته باریکتر ز مو این جاست نه هر که سر بتراشد قلندری داند
مدار نقطه بینش ز خال توست مرا که قدر گوهر یک دانه جوهری داند
به قد و چهره هر آن کس که شاه خوبان شد جهان بگیرد اگر دادگستری داند
ز شعر دلکش حافظ کسی بود آگاه که لطف طبع و سخن گفتن دری داند




[ جمعه 18 آذر 1390 ] [ 09:55 ق.ظ ] [ محسن بهرامی ]
نظرات
پس شاخه‌های یاس و مریم فرق دارند
آری! اگر بسیار اگر کم فرق دارند
شادم تصور می‌کنی وقتی ندانی
لبخندهای شادی و غم فرق دارند
برعکس می‌گردم طواف خانه‌ات را
دیوانه‌ها آدم به آدم فرق دارند
من با یقین کافر، جهان با شک مسلمان
با این حساب اهل جهنم فرق دارند
بر من به چشم کشتة عشقت نظر کن
پروانه‌های مرده با هم فرق دارند



[ دوشنبه 14 آذر 1390 ] [ 03:46 ق.ظ ] [ محسن بهرامی ]
نظرات
 
صبر کن ای دل پر غصه در این فتنه و شور
گرچه از قصه ی ما می ترکد سنگ صبور
از جهان هیچ ندیدیم و عبث عمر گذشت
ای دریغا که ز گهواره رسیدیم به گور
تو عجب تنگه ی عابرکشی ای معبر عشق
که به جز کشته ی عاشق نکند از تو عبور
در فروبند برین معرکه که کآن طبل تهی
گوش گیتی همه کر کرد ز غوغای غرور
تیز برخیز ازین مجلس و بگریز چو باد
تا غباری ننشیند به تو از اهل قبور
مرگ می بارد ازین دایره ی عجز و عزا
شو به میخانه که آنجا همه سورست و سرور
شعله ای برکش و برخیز ز خاکستر خویش
زان که تا پاک نسوزی نرسی سایه به نور



[ سه شنبه 24 آبان 1390 ] [ 08:51 ق.ظ ] [ محسن بهرامی ]
نظرات
آه کز تاب دل سوخته جان می سوزد
ز آتش دل چه بگویم که زبان می سوزد
یارب این رخنه ی دوزخ به رخ ما که گشود ؟
که زمین در تب و تاب است و زمان می سوزد
دود برخاست ازین تیر که در سینه نشست
... مکن ای دوست که آن دست و کمان می سوزد
مگر این دشت شقایق دل خونین من است ؟
که چنین در غم آن سروروان می سوزد
آتشی در دلم انداخت و عالم بو برد
خام پنداشت که این عود نهان می سوزد
لذت عشق و وفا بین که سپند دل من
بر سر آتش غم رقص کنان می سوزد
گریه ی ابر بهارش چه مدد خواهد کرد ؟
دل سرگشته که چون برگ خزان می سوزد
سایه خاموش کزین جان پر آتش که مراست
آه را گر بدهم راه جهان می سوزد



[ سه شنبه 24 آبان 1390 ] [ 07:33 ق.ظ ] [ محسن بهرامی ]

گفته بودی درد دل کن گاه با هم صحبتی

کـــو رفیـق راز داری! کـــو دل پرطاقتــــی؟

شمع وقتی داستانـم را شنید آتش گرفت

شـــرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتـی

تا نسیم از شرح عشقم باخبر شد، مست شد

غنچه‌ای در باد پـــرپـــر شـــد ولــی کــو غیـرتی؟

گریــه می‌کـــردم که زاهــد در قنوتـــم خیره ماند

دور بـــاد از خرمــــن ایمــــــــان عاشـــق آفتـــی

روزهایم را یکایک دیدم و دیدن نداشت

کاش بر آیینه بنشیند غبار حســـــرتی

بس که دامان بهاران گل‌به‌گل پژمرده شد

باغبــــان دیگـــــر به فروردین ندارد رغبتـی

من کجـا و جرأت بوسیدن لب‌های تو

آبرویم را خریـــــدی عاقبت با تهمتی‌!

" شاعر معاصر- فاضل نظری"




[ جمعه 20 آبان 1390 ] [ 04:33 ق.ظ ] [ محسن بهرامی ]
  حال من خوب است اما با تو بهتر می شوم

آخ ... تا می بینمت یک جور دیگر می شوم

 

با تو حس شعر در من بیشتر گل می کند

یاسم و باران که می بارد معطر می شوم

 

در لباس آبی از من بیشتر دل می بری

آسمان وقتی که می پوشی کبوتر می شوم

 

آنقدر ها مرد هستم تا بمانم پای تو

می توانم مایه ی گهگاه دلگرمی شوم

 

میل - میل توست اما بی تو باور کن که من

در هچوم باد های سرد پرپر می شوم

                                                              "مهدی فرجی"




[ جمعه 20 آبان 1390 ] [ 04:26 ق.ظ ] [ محسن بهرامی ]

گفته بودی درد دل کن گاه با هم صحبتی

کـــو رفیـق راز داری! کـــو دل پرطاقتــــی؟

شمع وقتی داستانـم را شنید آتش گرفت

شـــرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتـی

تا نسیم از شرح عشقم باخبر شد، مست شد

غنچه‌ای در باد پـــرپـــر شـــد ولــی کــو غیـرتی؟

گریــه می‌کـــردم که زاهــد در قنوتـــم خیره ماند

دور بـــاد از خرمــــن ایمــــــــان عاشـــق آفتـــی

روزهایم را یکایک دیدم و دیدن نداشت

کاش بر آیینه بنشیند غبار حســـــرتی

بس که دامان بهاران گل‌به‌گل پژمرده شد

باغبــــان دیگـــــر به فروردین ندارد رغبتـی

من کجـا و جرأت بوسیدن لب‌های تو

آبرویم را خریـــــدی عاقبت با تهمتی‌!

" شاعر معاصر- فاضل نظری"




[ جمعه 20 آبان 1390 ] [ 03:33 ق.ظ ] [ محسن بهرامی ]

تعداد کل صفحات : 6 :: 1 2 3 4 5 6

درباره وبلاگ

موضوعات
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :